داعیه سربازی


عکس زیر در روز ۹ شهریور ۱۳۶۰ گرفته شده است، یعنی یک روز بعد از شهادت رییس جمهور و نخست وزیر جمهوری اسلامی آقایان محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر.
این عکس متعلق به اتاق شورای عالی امنیت ملی ست و صندلی های سوخته آقایان رجایی و باهنر هم با عکس هایشان مشخص شده است.

توضیح دیگری درباره این عکس نیست جز این که:
هر کس داعیه سربازی و خدمت در حکومت اسلامی را دارد اما خودش را برای نشستن روی صندلی آتش آماده نکرده، یا احمق است یا منافق.
خوب تماشا کنید:

این است بهای سربازی خمینی و نظام اسلامی

منبع

بخشی از بیانات امام خامنه ای  بمناسبت انتخابات ریاست جمهوری درجمع مردم کرمان سال 84

امسال، سال تجديد انتخابات رياست جمهورى است؛ اين هم مقطع بسيار مهمى است. هر انتخاباتى براى ملت ما و فضاى عمومى كشور مثل نسيمى است كه فضا را تغيير مى‌دهد و معطر مى‌كند؛ هواى تازه‌يى در فضاى كشور به وجود مى‌آورد و اميدهاى تازه‌يى در دل‌ها برمى‌انگيزد. صحنه‌ى انتخابات - بخصوص انتخابات رياست جمهورى - يكى از جدى‌ترين و پُرشورترين و پُرجاذبه‌ترين صحنه‌هاى مشاركت عمومى مردم است.

براى ملت ما اين انتخابات مهم است؛ همچنان كه براى دشمنان ما هم اين انتخابات مهم است. از چند ماه قبل برنامه‌هاى تبليغاتى دشمنان روى انتخابات رياست جمهورى در 27 خرداد متمركز شده. آنچه آنها درباره‌ى انتخابات مى‌خواهند، درست نقطه‌ى مقابلِ چيزى است كه منافع ملى كشور و ملت ما آن را مى‌طلبد. آنها مى‌خواهند انتخابات بى‌رونق باشد و مردم در انتخابات شركت نكنند. آنها مى‌خواهند انتخابات، اطمينان و اعتمادى را در مردم به‌وجود نياورد. امروز تبليغاتِ تبليغاتچى‌هاى خارجى روى اين نقطه‌ها متمركز است؛ مردم را نسبت به انتخابات دلسرد، بى‌اعتماد و بى‌اعتنا كنند؛ درست نقطه‌ى مقابلِ آن چيزى كه براى ملت و كشور ما مهم است.

انتخابات مى‌تواند براى كشور و ملت ما يك وسيله‌ى مصونيت و يك نمودار اقتدار باشد و ملت و نظام اجرايى كشور را در مقابله‌ى با چالش‌هاى گوناگون جهانى، از گذشته مستحكم‌تر كند. انتخابات مى‌تواند نظام جمهورى اسلامى را جوان‌تر از آنچه هست، بكند. انتخابات پُرشور از سوى مردم مى‌تواند روز نويى را براى آنها رقم بزند. انتخابات، هم در صحنه‌ى خارجى و در مقابل چشم بيگانگان، هم در صحنه‌ى داخلى، و هم براى پيشرفت كشور، يكى از مهمترين و اساسى‌ترين رويدادهاست. دشمن مى‌خواهد انتخابات نباشد. اگر مى‌توانستند روى مردم و يا گروه‌هاى سياسى اثر بگذارند، كارى مى‌كردند كه اصلاً انتخابات برگزار نشود؛ كارى كه در انتخابات مجلس هفتم مى‌خواستند انجام دهند و مايل بودند اساساً انتخابات برگزار نشود.

اين‌كه يك نظام اسلامى - نظامى زير پرچم توحيد و دين - مى‌تواند مردم سالارى را به شكل آشكار و واضح و با زبان گويا در مقابل چشم مردم جهان قرار دهد، درست عكس تبليغات استكبارىِ دنياى ليبرال دمكراسى است. آنها مى‌خواهند بگويند مردم سالارى منحصر در ماست. نمى‌توانند اين را تحمل كنند كه يك نظام اسلامى و دينى، با ارزش‌هاى والاى ايمانىِ خود بتواند مردم سالارى را اين‌طور نهادينه كند. در طول بيست‌وپنج سال، حداقل بيست‌وپنج انتخابات در اين كشور برگزار شده است و مردم پاى صندوق‌ها رفته‌اند و گزينه‌ها و خواست خودشان را تحقق بخشيده‌اند و مسؤولان را خودشان انتخاب كرده‌اند. بنابراين انتخابات رياست جمهورى بسيار مهم است.

انتخابات دارد نزديك مى‌شود. مردم بايد آگاهانه پاى صندوق‌هاى رأى بروند و انتخاب كنند. همان‌طور كه عرض كرديم، انتخابات جلوه‌ى بسيار زيبا و جذاب مشاركت عمومى است؛ مؤثرترين وسيله براى اين است كه هر فردى بتواند آرمان‌ها و خواست‌ها و مطلوبِ خود را در قالب اجرايى قرار دهد و آن را به تحقق نزديك كند. اگر كسى را طبق آرمان‌ها و آرزوهاى خودتان انتخاب كرديد، اين امكان كه آن آرزوها تحقق پيدا كند، به واقعيت نزديك مى‌شود. كسى كه فكر مى‌كنيد براى تحقق خواست‌ها و آرزوها و گشودن گره‌هاى مهمى كه براى شما در زندگى مطرح است، مناسب و شايسته است، وقتى او را انتخاب كرديد، در واقع بلندترين قدم را برداشته‌ايد؛ براى اين‌كه اين مشكلات از بين برود. هر خواسته‌يى - چه مادى و چه معنوى - در اين انتخاب و در تعيين مسؤول قوه‌ى اجرايى مى‌تواند تحقق پيدا كند.

رئيس جمهور در كشور ما نقش بسيار مهمى دارد؛ تبليغات بيگانه مى‌خواهد عكس اين را نشان دهد. آنها دشمنانه حرف مى‌زنند. رئيس جمهور يكى از مؤثرترين، و در دستگاه اجرايى مؤثرترين عنصر براى حل مسائل كشور است. در ميان مسؤولان كشور، هيچ مسؤولى به قدر رئيس جمهور در قانون اساسى ما امكانات و توانايى‌ها و عرصه‌ى عظيم خدمتگزارى ندارد. بودجه‌ى كشور و همه‌ى مسؤولان طراز اول اجرايى كشور در اختيار اوست؛ اوست كه مى‌تواند كشور را آباد كند و از لحاظ علمى و صنعتى و مسائل انسانى و يا از لحاظ امنيت، كشور را به پيش ببرد؛ كفايت و توانايى‌هاى اوست كه مى‌تواند زندگى را در كام مردم شيرين كند. آنچه مورد نياز ملت و كشور است، رئيس‌جمهورِ كارآمد و باكفايت است. مسؤوليت‌هاى حساس و تاريخىِ امروز بر دوش رئيس قوه‌ى مجريه‌ى ماست. قانون همه چيز را در اختيار رئيس قوه‌ى مجريه قرار داده است.

انسانى كه داراى كارآمدى و كفايت باشد و به هدف‌ها و استقلال اين ملت و لزوم پيشرفت اين كشور ايمان داشته باشد، مى‌تواند بسيارى از كارها را بكند؛ همچنان‌كه بحمداللَّه دولت‌هاى متعدد در طول سال‌هاى گذشته كارهاى بزرگى انجام دادند. محصول كارهاى آنها در اختيار مسؤولان بعدى است كه بيايند و در راه خدمت به مردم و شيرين كردن كام آنها اين كارها را تكميل كنند.

لبته رهبرى در پشتيبانى از رئيس‌جمهور هيچ‌گونه درنگى نمى‌كند. كسى را كه مردم انتخاب كنند و رئيس‌جمهور قانونى كشور شود، هميشه مورد احترام و تكريم و حمايت جامع رهبرى در همه‌ى دولت‌ها بوده؛ بعد از اين هم بايد باشد.

اما آنچه در درجه‌ى اول اهميت قرار دارد، اين است كه اهتمام همه‌ى مردم، نخبگان مردم و مسؤولان گوناگونِ بخش‌هاى مختلف اين باشد كه رئيس‌جمهورى انتخاب شود كه بتواند گره‌هاى زندگى مردم را در دوران كنونى باز كند؛ وظايف اين دوره را بشناسد و با قوت و اقتدار به آن عمل كند. ان‌شاءاللَّه مردم كارى كنند كه خداى متعال رئيس‌جمهورى با اين توانايى‌ها و با اين رويكردها براى اين كشور مقدر كند.

هر دوره خصوصيتى دارد و هر كدام از مسؤولان در دوره‌هاى گذشته كارهايى انجام دادند. امروز ما احتياج داريم كه در كشورمان تلاش و پيشرفت و رشد علمى و فناورى، همراه با عدالت اجتماعى و مبارزه‌ى با فساد باشد. آنچه براى رئيس‌جمهور آينده بسيار مهم است، اين است كه با همه‌ى وجود در پى كار و تلاش براى مردم باشد. لذا من در اول سال عرض كردم؛ آنچه كشور احتياج دارد، رئيس‌جمهور بانشاط، مصمم، كاردان، توانا، پيگير و با حوصله است؛ رئيس‌جمهورى كه قدر مردم را بداند؛ با مردم صميمى باشد؛ براى مردم مجاهدت كند؛ براى مردم كار و تلاش كند؛ ظرفيت‌هاى كشور را آن‌چنان به‌كار بگيرد كه مردم بتوانند از اين ظرفيت‌ها در همه‌جا بهره‌مند شوند؛ رئيس‌جمهورى كه اعماق كشور و روستاهاى دورافتاده براى او با تهران تفاوتى نداشته باشد؛ حق مردم شهرهاى بزرگ و كوچك در نظر او يكسان باشد؛ بتواند براى رفع تبعيض و پُر كردن شكاف ميان ثروتمندان و فقرا تلاش و كار كند؛ رئيس‌جمهورى شجاع، با تدبير و مؤمن به هدف‌هاى انقلاب و نظام باشد.

سخنگويان استكبارى اعلام مى‌كنند كه ما منتظريم انتخابات ايران برگزار شود، آنگاه راجع به مسأله‌ى انرژى هسته‌يىِ صلح‌آميز در ايران تصميم‌گيرى كنيم! انتخابات ايران چه ربطى به شما دارد؟! انتخابات، متعلق به ملت ايران است. هر كس به وسيله‌ى اين انتخابات سر كار بيايد و رئيس‌جمهور مردم شود، نه مى‌خواهد و نه اين ملت اجازه مى‌دهند كه برخلاف منافع آنها قدمى بردارد.

منبع



داستان واقعی چادرحجاب برتراست!

بگذارید از اول سفر برایتان بگویم سفری که با خواهران دانشجو جهت زیارت مشهد مقدس برگزار شده بود از میان اتوبوسی که ما با آن‌ها همسفر بودیم حداکثر چند نفر انگشت شمار با چادر الفت داشتند. 
 
لذا وقتی وارد اتوبوس شدم کمی ترسیدم از اینکه عجب سفر سختی در پیش دارم. نمی‌دانستم با این همه بی‌حجاب و... چگونه باید برخورد کنم مخصوص چند نفر از آن‌ها که خیلی شیطنت داشتند ناچار مثل همیشه به ناتوانی خود در محضر حضرت وجدان عزیز اعتراف کرده و دست به دامن صاحب کرامت امام ثامن حضرت رضا (ع) شدم. 
 
یکی از اتفاقاتی که باعث شد خستگی سفر را به طور کلی فراموش کنم لطف خدا در اجرای امر به معروف و نهی از منکر بدون چماق بود.
 
داستان از اینجا شروع شد روز اول تصمیم گرفتم برای چادر سخت گیری شدید نکنم لذا چند نفر از دختران دانشجو که سوئیت آن‌ها معروف به سوئیت اراذل و اوباش بود (اسمی که بچه‌ها بخاطر شیطنت بیش از اندازه برایشان انتخاب کرده بودند و خودشان هم خوششان می‌آمد) و به قول همه همسفران دردسر سازهای سفر بودند تصمیم گرفتند به صورت دسته جمعی برای خرید به بازار بروند اما چون تا به حال به مشهدمقدس نیامده بودند و به قول یکی از آن‌ها فقط به خاطر تفریح سفر مشهد آمده بودند؛ لذا از من خواستند که به عنوان راهنما با آن‌ها بروم من هم با تردید قبول کردم وقتی که به راهروخروجی هتل آمدند متوجه وضعیت و پوشش بسیار نامناسب آن‌ها شدم لذا سرم را پایین انداختم و کمی خودم را ناراحت و خجالت زده نشان دادم. 
 
سرگروه بچه هاکه متوجه قضیه شده بود با تعجب گفت: حاج اقا مگر چادر برای بازار رفتن هم الزامی است؟
 
گفتم: از نظر من نه! ولی به نظر شما اگر مردم یک روحانی را با چند نفر دختر بدون چادر ببینند چه فکری می‌کنند؟
 
یکی از بچه‌ها بلند گفت: حق با حاج آقا است خیلی وضعیت ما نا‌مناسب است هرکس ما را با این پوشش با حاج آقا بیند یا گریه می‌کند یا می‌خندد و یا از تعجب اشتباهی با تیر چراغ برق تصادف می‌کند
 
بقیه غیر از دو نفر حرف او را تایید کردند ولی یکی از مخالفان گفت: حاج آقا من و مادرم و تمام خانواده ما در عمرمان یکبار هم چادر نپوشیده‌ایم لذا نه تنها بلد نیستم! بلکه از چادر متنفرم! من دوست ندارم با چادر خودم را زندان کنم! حیف من نیست که زیر چادر باشم اصلا وقتی چادری‌ها را می‌بینم حالم به هم می‌خورد و دلم می‌خواهد دختران چادری را خفه کنم.
 
گفتم: به فرض که حق با شما است ولی خود شما هم اگر یک روحانی را با دختران مانتویی ببینی در بازار تعجب نمی‌کنی؟ اصلا برای تو قابل تصور است یک روحانی مسوول دختران بی‌چادری باشد؟ گفت: قبول دارم ولی سخت است چادر پوشیدن!
 
گفتم: حالا شما یکبار امتحان کنید یکبار که ضرر ندارد تا بعد از آنکه می‌خواهید وارد حرم امام رضا بشوید و چادر الزامی است حداقل یاد گرفته باشید که چگونه چادر سر کنید.
 
بالاخره با بی‌میلی تمام چادر بر سر کرد و گروه 7 نفره اراذل اوباش که 4 نفر آن‌ها شاید اولین بارشان بود چادر بر سر می‌کردند مثل بچه‌های خوب و مثبت همراه من به راه افتادند. 
 
اگر کسی اولین بار آن‌ها را می‌دید می‌گفت گروه امر به معروف خواهران هستند! 
 
اما اصل قضیه از وقتی شروع شد که یک دزد کیف قاپ به کیف‌‌‌ همان دختر مخالف چادرکه می‌خواست دختران چادری را با دست خود خفه کند! حمله کرد. 
 
ولی وقتی آن آقا دزده می‌خواست کیف دستی آن خانم را که پر پول بود بدزدد به علت اینکه آن دخترخانم چادر بر سر داشت موفق به گرفتن کیف او که قسمتی از آن زیر چادر بود نشد و قضیه به خوبی تمام شد. 
 
همین که این اتفاق به ظاهر ساده افتاد‌‌‌ همان خانم پیش من آمد و گفت: 
 
 حاج اقا چادر هم عجب چیز خوبی است و من نمی‌دانستم. 
 
فکر نمی‌کردم چادر اینقدر به‌دردم بخورد. حاج‌ آقا بخدا هیچ وقت در عمرم به اندازه‌ای امروز که با چادر به بازار آمدم احساس امنیت نکرده بودم.
 
وقتی این حرف‌ها را به من می‌گفت من در رویای خودم غرق شده بودم و پیش خودم می‌گفتم: 
 
خدایا‌ای کاش همه بچه مذهبی‌ها که خاک پای همه آن‌ها طوطیای چشم من است می‌دانستند که لذت و اثر امر به معروف و نهی از منکر بدون چوب و چماق چقدر زیاد است و برعکس اثر معکوس تذکر دادن با تندی و خشونت و چوب و چماق چقدر زیاد است.
 
و تعجب و لذت زیارت امام رضا برای من آن زمان زیاد شد که دیدم تا آخر سفر آن خانمی که حاضر نبود به هیچ وجه چادر بپوشد هیچ چیزی حتی خنده دیگران و خانواده مخالف چادر نتوانستند چادر را از سر این دختر خانم که از مدیران محترم ارذل و اوباش دانشگاه بود بردارد!
منبع